روزمرگی

چیکار کنم؟

با مادری که از زیر بار مسئولیتاش شونه خالی کرده و تیریپ مریضی گرفته چیکار باید کرد ؟

حرفم بهش میزنیم شانتاژ میکنه و یجور برخورد میکنه انگار ما مقصریم و اونو با حرفامون ترور میکنیم و ناراحتش میکنیم 😵‍💫😵‍💫😵‍💫😵‍💫

و همینطو با مادری که همش سرش تو گوشیه و وقتی باهاش حرف میزنیم به یه ورش میگیره و تمام زندگیش شده تردز چی ؟

از انورم از نقطه ضعف خواهرم سواستفاده میکنه در واقع کاراشو میندازه رو دوش اون !

اون بچه وسواس داره کثیفی میره رو اعصابش و اونم دقیقن اینو میدونع و میگه هرکی ناراحته خودش انجام بده 😵‍💫😵‍💫

من کاری انجام نمیدم چون میدونم نقشش چیه اهمیتنمیدم فکر کنه من شوهر کردم ولی اعصابمبهم میریزه وقتی اینجور میکنه با خواهرم یا وقتی باهاش حرف میزنم همش سرش تو گوشی واموندشه ...

اعصابمو بهم ریخته :/

از اونورم سرکارم اعصابمو بهم میریزه

جو اجتماعی و جنگ هم اعصابمو داغون کرده

همه چی روح و روانمو هر روز به بازی میگیره بعدم که گریه میکنم میشم ادم نابالغ و بچه !

گریه مگه بده؟؟

ادمی که گریه میکنه ضعیفه؟

من یه ادم ناچارم بیچارم هیچکاری نمیتونم در حال حاضر برای شرایط تخمیم انجام بدم

نه میتونم ننمو تربیت کنم

نه میتونم از کارم بیام بیرون

نه میتونم جنگ تموم کنم و مواظب همه بچه های این وطن باشم و بغلشون کنم تا نمیرن

چیکار میتونم کنم ؟

گریه ام نکنم ؟

وسواسمم که برگشته

تمام جونمم عرق سوز شده :(

صورتم سوخته

دستم سوخته

جیگرم سوخته

همه جام میسوزه:(

گریه نکنم ؟