123.

این همکارم که جدید اومده فقط شوهرشو با خودش نمیاره =)))

همه چی باخودش میاره همه چیییاااا

واسه ناهار سبزی کاهو واسه ماستش نعنا و پونه گل محمدی چای نمیدونم چی چی میاره دم میکنه....

اهااا پتوام با خودش اورده 😂😂😂

لعنتی فقط شوهرش کمه وگرنه شبام میموند 😂😂😂

122.

میگم بهش :که امروز خیلی اعصابم چیز مرغیه (با اصطلاحات خودمون)

میگه : تو کی اعصاب داری ؟!

میگم : توام اگه ۶ صب پاشی تو ترافیک بمونی با بابات بحث کنی صب اول صب شبشم کم خوابیده باشی بدن دردم داشته باشی اعصاب میمونه برات ؟

میگه : ن

ولی در همون لحظه ک به همه عالم و آدم فش میدادم یه پیام محبت آمیز حتی به شوخی به مسخره از کسی که دوستش داری همه چیو میشوره میبره :)

حتی اگه اون آدم برای تو نباشه حتی اگه هیچ وقت هیچ وقت نبینیش حتی اگه به شوخی و مسخره گفته باشه حتی اگه ... ولی بازم لذت بخشه :)

چون میدونی حرفاش رو دلی نیست عمیقه :)

121.

از لحاظ روحی و جسمی خیلی خستم -___-

گفته بودم قبلا که باید تو هرماه تو زمان پی ام اس و بعد و قبلش به خانوما مرخصی با حقوق بدن ؟ :/

من اگه یه کاره ی این مملکت بودم حتما این قانونوتصویب میکردم که خانما میتونن ۲ الی ۳ روز تو ماهو نیان و مرخصی با حقوق دریافت کنن ...

حالا نکه نزدیک پریودم باشه ها نه !

نزدیک دارومه :(

و اینکه نزدیک تولدمه در فرایند افسردگی قبل تولد به سر میبرم :)))

120.

ساجی (ساجده)

ادرس وبلاگتو نزاشتی که باهم دوست بشیم :)

119.

من چرا به دختره تو مترو گفتم خدافظ ؟ =))))

عملا از ساعت ۱ ظهر به بعد من رد میدم :)))

118.

امروز صبح که داشتم میومدم سرکار تو ماشین استوری های دکتر چاووشی میخوندم خیلی روم تاثیر گذاشت میگفت :

شل کن کلید نکن روی چیزی ! گیر نده من میخام اینکارو کنم گیر نده که میخام لاغر شم ولی نمیدونم چرا نمیتونم رژیم بگیرم گیر نده چرا مضطربم چرا افسردم و نمیتونم ازاین حال بیام بیرون ! وقتی روی چیزی کلید میکنی جای اینکه بتونی اون مشکلو حل کنی بدتر عکسش پیش میاد چون تو میخای از اون حال بیایی بیرون همه فکر و ذهن و تمرکزتو میزاری روش روی اون مشکل نه حل مشکل ! مثلا تصمیم میگیری برنامه ریزی کنی تمام فکر و ذهنت میره سوی اینکه خب اره میخام فلان کار اون ساعت کنم و بعدش اینکارو کنم و اونکارو فقط فکر میکنی بهش و عملیش نمیکنی !

پس شل کن بهش فکر نکن بزار خودش بگذره فوکوستو نزار روی اون مشکل رهاش کن خودش حل میشه !!!

این رو من خیلی تاثیر داشته مثلا یه عشق یک طرفه داشتم ۳ سال فکر و ذهنم فقط اون آدم بودو میگفتم چرا نمیتونم این لعنتی و فراموش کنم چرا وقتی باید به زندگیم برسم همش به اون فکر میکنم که یروز تصمیم گرفتم هی نگم چرا فراموشش نمیکنم اتفاقن تا میتونم بهش فکر کرد م هر باراومد تو ذهنم نخاستم پسش بزنم به مرور جواب داد من تونستم بیخیال اون آدم بشم !!!

حالا همه اینارو گفتم که چی ؟!

که اینکه به خودم بگم انقدر گیر نده چرا من وارد یه رابطه سالم نشدم چرا من دوست صمیمی ندارم چرا یکی مثه بقیه دوستام که روابط خوب دارن حتی به ظاهر من نداشتم و ندارم ... چراهای تو ذهنمو بریزم دور و حسرت دیگرانو نخورم بالاخره همه روزا مثه امروز نمیمونه یروزم بالاخره آفتاب به خونه ما میتابه :)

پ.ن : اینا چکیده حرفای دکتر چاووشی از برداشت و ذهن من بود :)))

117.

سلاملیکم :)

دوباره یه چند وقتی نبودم خیلی دلم میخواست هر روز بیام یچیزی بنویسما ولی حوصلم نمیکشید ...

خیلی مشغله ذهنی و مشغولیت ذهنی دارم خیلی زیاااااااد ...

ولی خب چه میشه کرد زندگی تو ایران همینه !

البته من خوشحالم که مشغله هام زیاده چون وقتی میخاام بخوابم دیگه نمیخواد به زور خودمو بخوابونم سرمو میزارم رو بالش بیهوش میشم واقعا اینجور خوابیدن لذت بخشه :))

این چند وقت اتفاقات زیادی واسه من افتاده که نوشتنشون فکر میکنم بهم آرامش بده ....

یکی اتفاقات که منو آشفته و ناراحت کرده و ذهنیمو ریخته بهم اینکه بخاطر سرکار و دور بودن مسیر نمیتونم زیاد دانشگاه برم :(

پنشنبه ها هم کار ندارم انقدر تو طول هفته خسته و داغون میشم که حال ندارم برم سرکلاسا:/

حالا مسئله به همین جا ختم نمیشه !!!

مسئله و ناراحتی من از اینکه همکلاسیای دانشگامن که فکر میکردم دوستامن بشدت به موقعیت و شغل من حسادت میکنن ..

مثلا امروز انقدر رفتارشون بد بود که خیلی ناراحت شدم ...

و حتی دوستای مجازیم ...

الان یهو این ندا تو سرم اومد ک:

عه تو ماشین دودی شدی ..

داستان منطق ماشین دودی !!!

بعد دوباره خوندنش چه آرامش لطیفی مهمان روح و روانم شد :))