روزمرگی

داستان منو اقای میم مثل فیلم‌دلشکسته میمونه

همونقدر ناهمگون و متفاوت

فقط فرقی که داستان من با دلشکسته داره اینکه امیرعلی ته فیلم نمرد بهم رسیدن ...

ولی اقای میم ...

حس میکنم امروز برای اخرین بار بود که میدیدمش :((((

خیلی دلم میخواد میرفتم جلو بهش میگفتم مواظب خودت باش ...

تو حیفی برای خاک :(((

دیشب داشتم به این فکر میکردم من زود رفتم سرکار خیلی زود

همزمان هم درس خوندم هم سرکار رفتم که تو دوتاش ریدم و باختم

معدلم ریده شد توش سرکارم نازک نارنجی بودم تاب نیوردم

من تازه امسال باید میرفتم سرکار :/

درسم تموم شده چارتا مهارت بیشتر یادمیگرفتم بعد خودمو مینداختم تو گوه :/

هیچی نفهمیدم از زندگی از جوونی

مگه من پسر بودم که بابام مجبورم کرد برم کار کنم یا فقیر بودیم که نون اضافه باشم ؟

نمیدونم چی تو کلش گذشت که اینکارو بامن کرد ...

که الان تو این نقطه که تو کارم جا افتادم حرفه ایی شدم این بیشرفا نخوان منو :(

۶ ماه پیش امروزو میدیدم

به مدیر کارخونه ام گفتم گفت شما صبور نیستی

گفتم ۶ ماع پیش اومدم همین کسشر و تحویل من دادی که صبر کن البتع مودبانه گفتم

گفتم بهش من امروزو میدیدم که اینطور میشه

همین الان جنگ بشع شما میدونی ۶ ماه بعد چی میشه

عملکرد امروز من ۶ ماه دیگه امو معلوم میکنه

سکوت سکوت

حرومیا :/

خستم

غمگینم

متنفرم ...

بیچاره ها :)

انقدر این جماعت ساندیس خور و دستمال به دستای رژیم ترسو‌و احمقن که بدون ادرس میان نظر میدن :)))

احمقا دنبال سوراخ موش بگردید ...

الگو قرار بدید عاقاتونو جای گوز گوز کردن حفاری کردن یادبگیرید ...

....

یهو وسط روز دلم میخواد یکی قربون صدقم بره و واقعی دوستم داشته باشه

یکی که براش مهم باشم ...

خسته شدم انقدر خودم به تنهایی ارزوهای خودمو براورده کردم :/

ارزوهای مادی !

چرا مثلا یکی نباید باشع که اون کفشارو‌برام بخره من باید باز کار کنم خودمو‌جر بدم‌که‌اون کفشارو‌بخرم؟

خودم شدم غول چراغ جادوی خودم :(

یروزا از این حس خالی بودن و تنها بودن هم ناراحت میشم هم عصبانی که چرا من تا به این‌سن نتونستم ی آدم از میون این همه ادم برای خودم داشته باشم ...

متنفرم از همتون :((((

کاش میشد رحمو دراورد انداخت جلو سگ :/

ترکیب عنیه سرکار اومدن و پریودی:((

چرا برای خانما دو روز مرخصی اضطراری در ماه اضافه تر نمیزارن ؟

کدوم بی شرفی تز برابری داد ؟

بقران ما برابر نیستیم

من درد میکشم و کار میکنم

پسرا و مردای عنترم‌بدون‌درد کار میکنن‌ و تازه از زیرشم در میرن :/

باز حقوق من کمتره :(

هیچ پوان مثبتی تو این جامعه تخمی برای زنا نیس :((

واقعا دلم‌میخواد گریه‌کنم :(

ریدم به قبرت بنیان گذار جمهوری اسلامی!

اتحادیه نانوایان سنگکی:

دستمزد روزانه شاطر ۲ میلیون و ۵۰۰ هزار تومن و دستیارشم ۱ میلیون و ۵۰۰ هزار تومنه.

برید نونوا شید.

پ.ن : اینجور میشه که نونوای محلمون ۲۰۶ میخره من مهندس نتونستم هنوز یه الاغ بخرم:)

^ــــــــ^

یچیز که امروز باز فهمیدم این بود که من واقعن ای دی اچ دی دارم :/

شاید از بچگیم داشتم‌

نمیدونم !

کاملا با کافیین متمرکز میشم‌

شاید بگید چرت نگو اینا همه تلقینه ولی من واقعا این موضوعو‌ لمس کردم ...

انگار که با کافیین و انرژی‌زا تنش های مغزیم اروم‌میشه و متمرکز‌میشم‌تازه ..

امروز ازمون‌‌داشتم‌قبلش ی نصفه جوشان کافیین خوردم‌رفتم

قبول شدم :)

سر امتحان انگار مغزم‌خالی بود و‌فوکوسش فقط رو‌کاری بود که‌میکردم

قبلن هم این موضوعو با بستن یه چشمم امتحان کرده بودم که وقتی چشم راستمو‌میبندم‌تمرکزم بیشتر میشه انگار یه طرف مغزم که ورودی نمیگیره اوکی‌میشم :)))

از اصل موضوع منحرف نشیم‌قبول شدم بالاخرررره ^ــــ^

غر

یکم غر بزنم ذهنم اروم شه بخوابم

امروز مثه خرس خوابیدم الان خوابم نمیبره :/

شاید معتاد این قرصه شدم

ملاتونین خالی میخورم فرداش خستم ولی ملاتومکس که میخورم اونقدر خسته نیستم

عینکمم خونه مادربزرگم جا گذاشتم

فردام ازمون دارم :/

استرسم دارم

دلمم نمیخاد بخوابم :(

این فیلمه ام که دارم میبیینم معرکس :)

خلاصه اینطور ...