دیشب داشتم به این فکر میکردم من زود رفتم سرکار خیلی زود
همزمان هم درس خوندم هم سرکار رفتم که تو دوتاش ریدم و باختم
معدلم ریده شد توش سرکارم نازک نارنجی بودم تاب نیوردم
من تازه امسال باید میرفتم سرکار :/
درسم تموم شده چارتا مهارت بیشتر یادمیگرفتم بعد خودمو مینداختم تو گوه :/
هیچی نفهمیدم از زندگی از جوونی
مگه من پسر بودم که بابام مجبورم کرد برم کار کنم یا فقیر بودیم که نون اضافه باشم ؟
نمیدونم چی تو کلش گذشت که اینکارو بامن کرد ...
که الان تو این نقطه که تو کارم جا افتادم حرفه ایی شدم این بیشرفا نخوان منو :(
۶ ماه پیش امروزو میدیدم
به مدیر کارخونه ام گفتم گفت شما صبور نیستی
گفتم ۶ ماع پیش اومدم همین کسشر و تحویل من دادی که صبر کن البتع مودبانه گفتم
گفتم بهش من امروزو میدیدم که اینطور میشه
همین الان جنگ بشع شما میدونی ۶ ماه بعد چی میشه
عملکرد امروز من ۶ ماه دیگه امو معلوم میکنه
سکوت سکوت
حرومیا :/
خستم
غمگینم
متنفرم ...