روزمرگی

بچه خوشگل :)))

پارسال یه پسره بود اینجا روش کراش زده بودم بدددد

خیلی خوشگل و گوگولیه 🤩

بعد این بچه خوشگلو من دو سه بار بیشتر ندیده بودم اونم یبار منو دیده بود ...

این چند روز که اومدم ندیده بودمش فکر کردم رفته دیگه

تا امروز کع دوباره جمالم به جمالش روشن شد ^____^

خداکنه که زن نگرفته باشع =))

دلم نمیخاد یه درامای دیگرو تحمل کنم 😂😂😂

جالبی ماجرا اینجاس ک من اسمشو نمیدونم :/

ولی بهرحال من به این اعتقاد دارم که اگر هر ادمی تو سرنوشتت باشه دوباره بهت برمیگرده :)

پ.ن: اینم خاطرنشان بشم که درسته که من میگم مرد خوشگل واسه مردمه و همه ام میدونن ولی من دلم نمیخاد دخترم زشت بشه :(

الان دختر دوستم کپ باباش شده خودش بیوتیفول شوهرش خیلی خیلی معمولی ! خب اون دختر غصه میخوره حسودی میکنه به مامانش دیگه ...

دوست ندارم دخترم بهم حسودی کنه دوست دارم اونقدر خوشگل باشه که اصن اوووف =))))

زندگی تخم مرغی

باید ی چارتا دوست جدید پیدا کنم -__-

سرکارم همه شوهر دارن با شوهراشون برنامه میچینن میرن بیرون:/

اون سه تا دوستمم که نخاله درومدن :/

عملن و علنن هیچ دوستی ندارم :)

ناراضی نیستمااا ولی علاقه مندم به این نیستم که انقدر تنهام

دوست پسرم که ندارم

کیو دارم که باهاش برم بیرون :/

سوگند !

جا داره در این صبح دل انگیز خاطر نشان بشم که :

این دنیای کوفتی یه کنسرت سوگند هم بمن بدهکاره :(

به خودت نگیر !

این چند روز که اینجام تقریبن همه با من خوبن و خوش رفتارن

غیر دو نفر !

یکیش یه دخترس که فکر میکنم طبیعیه که بخاد با من بد باشه یا حسادت کنه چون من یه رقیبم براش ...

دومی یه پسرس که انگار ارث پدرشو خوردم://

اینو نمیفهمیدم ینی هیچ جوره رفتارش برام هضم نمیشدا ...

بعد که امروز صبح متوجه شدم این بنده خدا مشکل تکلم داره زبونش میگیره :(

بعد فهمیدم این آدم با من بد نیست خودش درگیری داره خودش مشکل داره و خجالت میکشه :(

بنظرم اگر به این فکر کنیم که همه ادما پشت نگاه خشمگین و ناراحتشون یه داستانی دارن که بما مربوط نمیشه دیگه نه توقع داریم نه چیزیو به خودمون میگیریم :)

غمگین ترینم!

بهرحال بعد از ی مدتی آدم باید سرنوشتشو قبول کنه !

قرار نیس همه آدما جفت داشته باشن

قرار نیست محبوب دل همگان باشیم ...

بعضیام خلق شدن برای تنها بودن تنها زندگی کردن . مثه من :)

من واقعا سندرم دراما کویین دارم ...

پشیمون ترینم !

یچیز دیگه :

مثه سگ پشیمونم که اومدم اینجا :/

ینی هم باید تو خونه بابامو تحمل کنم هم اینجا :/

خدا کنه زودتر این روزا بگذره من بیوفتم رو غلطک چون الان غلطک رومه :/

ار یو کیدینگ مییییی؟؟!!!

بعضی آدما چقدر بدجنس متوقعن :/

دو سال گذشته دلم‌نمیخواست در هیچ کلونی همکاران شرکت کنم حتی یک صبحانه ساده :))

چونکه من وقتی یکی ازم سوال میپرسه یهو دهنم باز میشه که دیگه بسته نمیشه و چیزایی که نباید لو بدم یهو لو میدم و تمام :/

ولی الان که اومدم گفتم بزار برم پیششون حداقل صبحونه بخورم ...

واقعننن واقععععن خیلی بدجنسن ...:/

سرویس سرکار یه پیرمرده که همه داراییش یه مینی بوس دهه ۱۹۰۰ :/

ینی میشه گفت جای پدربزرگ یا پدره ایناس ...

انقدر پشت این بدبخت بد میگن و باهاش بد صحبت میکنن جیگرم کباب میشه ... :(

و با افتخارم میان تعریف میکنن :/

بعد از همه عالم و ادمم توقع خدمات ویژه رو دارن ...

باباجان توام یه کارمند جزعی درسته که جایگاهت با ی راننده و یا خدماتی فرق نمیکنه ولی همه آدمیم و کارمند یجا این حجم از بدی چچوری تو یه آدم جا میشه ؟!!!

بخور تا خورده نشی ! بکش تا کشته نشی =)

دیدید وقتی از یجا ضربه میخوری بعدش میشی مثه گرگ زخمی و بارون دیده و فقط منتظر حمله ایی ؟!

الان یه خرس بارون دیدم که حرف بزنن میدرمشون :)

حالا چرا خرس ؟!

چون مهربون و ارومم نباید اذیتم کنن وگرنه قول نمیدم زنده بمونن =))

و واقعن این به بلوغ رسیدن اجتماعی تو خودم دارم‌میبینم

من واقعا بزرگ شدم =))

شاید اگه سرکار نمیرفتم این ضربه هارو نمیخوردم هیچ وقت به این بلوغ اجتماعی نمیرسیدم ...

به کار برگشتم ^__^

بی بی چساله !

الان داشتم تو لینکدین میچرخیدم یکی از وضعیت گرونیه حق بیمه گفته بود و اینا ..

بعد رفتم کامنتاشو خوندم دیدم واقعا سگ عابد ارمنی باید بش.اشه تو این مملکت =))

ینی این مشکلی که من تو این ۶ ۷ ماه درگیرش بودمو یه مرد خانواده دارم درگیرش بوده که

بخاطر شرایطی که داشته نتونسته کار کنه محل کارشم اتمام همکاری نزده که تو این چند ماه حداقل بیمش رد بشه و اینطور میشه که کلا بیخیال بیمه رد کردن میشه ..

و همچنان تو چرخه معیوب ماتریکسیه کارمندی هممون گرفتاریم ...

اینجور وقتا پیرزن درونم میزنه بیرون و همشونو نفرین میکنم :/.

اسیریم ما اسیر !

ایران تنها کشوریه که وقتی تصمیم میگیری یکاری کنی همون فرداش همه راه های اوکی شدن اونکار از روی زمین برات محو میشه :)

نمونش همین تصمیم المان رفتن !

حالا کاری به اینش ندارم که من پول ندارم ولی بهرحال یه هدف بود برام :(

چنان ایران بایکوت شده که حس میکنم مامانم نفرین کرده=)))

دراما کویین

یچیزی که امروز متوجه شدم این بود که

من عاشق درامام =)))

ینی اگه هر چند یه وقت ی دراما نداشته باشم انگار زندگیم در جریان نیست=))

گلوم پیش یارو گیر کرده :/

چیکار کنم :/

عاشق نشدمااا ینی این اپشن و تو خودم حذف کردم که عاشق کسی نشم ...

ولی خیلی پسر خوبی بود حیف شد :(

خداکنه گیر آدم بدی نیوفته آدم خوبی بود ...

:(

یه گندی زدم نمیدونم چجور میتونم جمش کنم :/

البته نمیدونم گند بوده یا قضاوت زود هنگام ://

یه رفیق و دوستیم ندارم که متخصص روابط باشه بفهمم چجوری شده ...

الان باز حس عصبانیت و غم و اندوه و گیجی داره :/

چرا من تو این سن نباید با تجربه باشم خودم بفهمم چی به چیه :(

منِ حساس!

یبار خواستم تو زندگیم خودمو اصلاح کنم باب میل همگان بشم ..

ولی بیا خدایی دیدید بدرد نمیخوره ؟

من باید همون شخصیت بی خیال نظر دیگران و هر کی خشش اومد اومده نیومده ام که نیومده جهنممو حفظ کنم !!

ینی یه چرای گنده ذهنمو درگیر کرده ها اصن اصابمو خرد کرده کلافه شدم :/

از کی بپرسم خدایی ؟

یکی بیاد جواب بده بفهمم علت این حرکت چیه که سر من پیاده میشه ...

خدایا شکرت !!

راستی متوفی (گوشیم )زنده شد:))

بعد بابام از اونور :

خب خداروشکر یارو گفت دوسال دیگه کار میکنه:/

خوبه من یه کلمه فقط یک کلمه نگفتم که گوشی بگیرااا

از خدا خواسته بود...

چقدر یه ادم میتونه کنس باشه ؟؟؟؟

منم گفتم اره خوب شد خداروشکر میرم سرکار خودم میخرم ...

بعد استاده از اونور میگه عزیزم شما همش تو چهرت عصبانیته ...

چجوری میتونم اروم باشه خدایی ؟

از همه نظر تو فشارم...

روحی روانی جسمی مادی معنوی =))

علتش چیه واقعا؟؟!!

از اول ساعت ۰۳ ۴ بار دیت رفتم همشووون بعد دیت مردن (دیگ خبری ازشون نشده ) =))

بنظرتون علتش چی میتونه باشه ؟!

من مطمئنم دیروز خوب رفتار کردم 😌=))

خل تر شدم!

برا یک شنبه یجا مصاحبه ست کرده بودن

انقدر تو خونه موندم هم اعتماد به نفسم گای.یده

هم تنبل شدم://

خدایی مسیرشم خیلی دوره

فردا کنسلش میکنم

باید یکم رو خودم کار کنم ...

با این اعتماد به نفس میرینم :/

دیت امروزم نمیدونم چطور گذشت ...

درست پیام نداد

شاید نتوسته شاید هزارتا چیز دیگه ...

تا فردا صبر میکنم

پیش داوری نمیکنم کع برینم بهش .. :)

فردا میرینم بهش :)

یه ندایی درونم میگه ک اگه اوکی نشد برم موهامو از ته بزنم ...

ن برا عاشقی و فلان بیسارااا

ن !!

چون که کسی نیس ک بخام قر و فر داشته باشم ...

موهام تو مخمه بزنم شاید افکار منفی و ادمای بد هرچیز بد ازم دور شه ...

خداخودش کمک کنه !!

فردا میخام برم دیت !!

حالا وسط این سوختگی بگو دیتت چیه =))

اولین بارع که میخام برم دیت استرس دارم :/

دفعه های پیش برام مهم نبود طرف خوشش بیاد یا نیاد

ولی اینبار فرق داره ..

به ظاهر پسر خوب و درست حسابییع

واقعن پیدا کردن آدم سالم خیلی سخته

ینی به حدی اعتماد به نفسم ریده که نگم اصن :/

حالا خداکنه این استرسع کار دستم نده که گند بزنم ...

کاش با شکم سیر گوه نخوریم !!

بشددددت ینی بشدددت اعلا خالم آدم گوه مفت خوریه ://

اژ اون دسته ادما نیس که فضولی کنه یا دخالت کن باشه هاا

ولی گوه زیاد میخوره !!

یع آدم مرفه بی درد شکم سیر که فقط نطق میکنه ...

گوشیم سوخته مامانم نلفنی داشت باهاش حرف میزد که متوجه شد ..

دیالوگ :

خب بگو بخره !!

بگو باباش براش بخره انقدری نمیشه ک ...

بعد این همه سال نفهمیده که بابای من جون مارو میگیره با صد منت چیزی میخره فکر میکنه ما زر میزنیم ://

بعدم خوبه میدونه من بیکارم باز تز میده خب قسطی بخرع ://

آدم بدی نیستا !!

نمیخاد نمک بپاشه ...

ولی ...

گوه خورع =)))

خدا منو ببخشه:))

بعضی اسنپیا انقدر خوبن که باید گفت:

ریدم تو این مملکتی که این جوان رعنا باید راننده اسنپ باشه ! :))

روزگار عجیبیست نازنین !

ولی آدما خیلی عجیب شدن

بشدت استاندارداشون برای انتخاب دوست و همنشین اومده پایین ...

همه چی سطحی شده ..

لولا افت کرده !

ینی تو یه ادم های لول که برای شخصیت و زمان و زندگی ارزش قائل باشرو پیدا نمیکنی اگرم باشه خیلی خیلی کمه ...

یجور داغون و بیچادچوب شدن که تو خوده هالیوودم انقدر بی قیدی قفله ...

چرا اینجوری شدیم ؟!

خوب نمیشم !

تصمیم گرفتم دیگه دنبال نیمه گمشدم نگردم خودمو بسپرم دست سرنوشت :))

البته بگماا از اینکه برای همیشه تنها بمونم میترسم و از اون طرفم از ازدواج و اشنایی هم میترسم =)

فیلم کیک محبوب مامانو که دیدم هی بغضم میگرفت ...

که نکنه عاقبت منم بشه مثه اونا اخر پیری نیمه گمشدمو پیدا کنم و عمر عشق و خوشحالیم خیلی کوتاه باشه ...

شاید واسه اینجا نیستم!

یه ارتباط عجیبی میون عود کردن ام اسم با ۶ ماه دوم سال وجود داره :/

۱۰ سال پیشم همین حدودا بود که شروع شد

و تقریبن ۵ سال اول باز در همین حدودا باز عود میکرد ..

فقط یباربعد عید بود ک شروع شد ک بیشتر میگرن بود تا ام اس ...

امسالم دقیقن داستان تکرار شده ...

به وخامت ۵ سال اول نیس ولی به ضخامت همون موقس =)))

باید یه سرچ کنم علتو دریابم ...

هربار که یه مریصی چیزی میشم پر از پتانسیل کارهایی که میشم که دلم میخاد بکنم ولی شرایط جسمیم اجازه نمیده =))

اپشن ۲  

یکی دیگه از اپشنایی که یه مرد و میتونه جذاب کنه :

بو عطره !!

ینی انقدر عطر بزنه که بوی اونایی که بو سگ مرده میدهندم پوشش بده :))

بشدت آدمی هستم که تحت تاثیر بو قرار میگیره

بشدت آدم بویی هستم :)

ینی در این حده که طرف شبیه چنگال لای در مونده ام باشه بو خوب بده من قبولش میکنم 🤕🤕

الان تو قطارم یکی تا سه متر اونورطرفم عطر زده *_*

باریکلا بهش باریکللا !

این آدم چه زن چ مرد جاش وسط بهشته :)


برچسب‌ها: آپشن

میون گله گورخرها من قاطرم :)

این چند روز داشتم انالیز میکردم ارشد خوندن تو این خرابه آباد خریت محضه وللللییی فکر کنم من باید به همین خریت تن بدم :/

چون پول رفتن ندارم :)

هرچقدرم ک من فول فاند بگیرم یا جاب آفر داشته باشم حتی از پس پول بلیطش برنمیام چه برسه اندک پولی داشتن ...

خداروشکر حمایت خانواده ام در حد اینکه من اینجا شوهر کنم ۲ میلیارد جهاز بدن ولی پول ندن من برم :)

درست میشه !

چه باحال بگید چیییی ؟!

۳ سال پیشم دنبال کار بودم =))

الانم دنبالم کارم =))

۳ سال پیشم میدیدم دوستام ازدواج میکنن و من بلاتکلیفم

چند وقت پیشام دو تا از دوستای دبیرستانم یکیشو بچه دار شد اون یکی عروسی کرد

ولی من همچنان بلاتکلیفم و دنبال کار =))

انقدر بلاتکلیفم که بابام فکر میکنه میام تو اتاقم شیشع میزنم میرم براشون تز میدم =))))

شیشه میزنم =)

چه باحال سه سال اینجارو دارم :)

قشنگ میشه روند فروپاشی روانی منو تو این سه سال از اینجا انالیز کرد =))

جدیدن علاقمند به تحلیل داده های رفتاری و اجتماعی شدم !!

یااللعجب :))

اصن دقت کردید من دو هفتس تو کمام ؟! -__-

طبق سالیان طولانی تو این مدت با یه آدم سمی فول ردفلگی دیگه باز اشنا شدم البته اون با من اشنا شد =))

بعدم سیکشو زدم :)

واقعا ما ادما ادمای عجیبی هستیم ...

در همین بین چشمم استادمو گرفت که بعد از جستجو شکست عشقی خوردم و تو بهت فراوان گیر کردم بعد از اینکه فهمیدم یارو چندسالشه :/

انگار اکسیر جاودانگی خورده بی فانوس -__-

ده سال از خودش جوونتر میزنه :/

منم موجود عجیبی هستم !!

همیشه از مردای خیلی بزرگتر از خودم خوشم اومده :(

ولی به یارو ازمایشگاهیه نمیخورد سن بالا باشه هااا ولی خب سنشم کم نبود ...

تاپ آپشن :))

یکی از فاکتورهای جذابیت مردان برای من اینایین که پیرهن مردونه میپوشن استیناشونو دو تا میزنن بالا :)))

البته که این مدل برازنده ی مردی چارشونه و قد بلنده :))

امروز رفتم ازمایشگاه چشمم رزوشن ازمایشگارو گرفت :/ :))

از این به بعد میام براتون از اپشنای جذابیت مردان طبق نظر خودمو میگم :))


برچسب‌ها: آپشن