روزمرگی

یااللعجب :))

اصن دقت کردید من دو هفتس تو کمام ؟! -__-

طبق سالیان طولانی تو این مدت با یه آدم سمی فول ردفلگی دیگه باز اشنا شدم البته اون با من اشنا شد =))

بعدم سیکشو زدم :)

واقعا ما ادما ادمای عجیبی هستیم ...

در همین بین چشمم استادمو گرفت که بعد از جستجو شکست عشقی خوردم و تو بهت فراوان گیر کردم بعد از اینکه فهمیدم یارو چندسالشه :/

انگار اکسیر جاودانگی خورده بی فانوس -__-

ده سال از خودش جوونتر میزنه :/

منم موجود عجیبی هستم !!

همیشه از مردای خیلی بزرگتر از خودم خوشم اومده :(

ولی به یارو ازمایشگاهیه نمیخورد سن بالا باشه هااا ولی خب سنشم کم نبود ...