بعضی آدما چقدر بدجنس متوقعن :/
دو سال گذشته دلمنمیخواست در هیچ کلونی همکاران شرکت کنم حتی یک صبحانه ساده :))
چونکه من وقتی یکی ازم سوال میپرسه یهو دهنم باز میشه که دیگه بسته نمیشه و چیزایی که نباید لو بدم یهو لو میدم و تمام :/
ولی الان که اومدم گفتم بزار برم پیششون حداقل صبحونه بخورم ...
واقعننن واقععععن خیلی بدجنسن ...:/
سرویس سرکار یه پیرمرده که همه داراییش یه مینی بوس دهه ۱۹۰۰ :/
ینی میشه گفت جای پدربزرگ یا پدره ایناس ...
انقدر پشت این بدبخت بد میگن و باهاش بد صحبت میکنن جیگرم کباب میشه ... :(
و با افتخارم میان تعریف میکنن :/
بعد از همه عالم و ادمم توقع خدمات ویژه رو دارن ...
باباجان توام یه کارمند جزعی درسته که جایگاهت با ی راننده و یا خدماتی فرق نمیکنه ولی همه آدمیم و کارمند یجا این حجم از بدی چچوری تو یه آدم جا میشه ؟!!!